سلام به روي ماه دختر قشنگ و ملوسم.

آخر هفته (پنج شنبه و جمعه) گذشته رفتيم اصفهان. جاي همگي خالي. با اينكه زمان خيلي كم بود ولي خوش گذشت. البته نه مثل هميشه ولي براي رفع خستگي و عوض كردن حال و هوا خوب بود.

توي اصفهان هم رونيا مثل شمال هيچي نخورد. كل اصفهان رو گشتم و نتونستم براش دنت پيدا كنم كه حداقل يك كمي دنت بخوره. به هر حال اينكه كلي حرصي شدم از دست غذا نخوردنش. تا صبح چشم باز مي كرد ميگفتش كه ددر ددر. يك لحظه بند نميشد. بايد سريع ميبردمش ددر. توي هتل براي صبحانه نميخواست بشينه كه همش ميگفت ددر و بعدش چنان گريه اي راه انداخته بود كه انگار چه شده.؟ برديمش پارك گلها توي حوض هايي كه آب بود همش ميخواست دست بزنه به آب و پدرش عزيزش هم خواست به بچه يك حالي بده كه دستي به آب بزنه و رونيا سوء استفاده از فرصت كرده و كل لباس رو خيس آب كرد. حالا فكر كنيد من توي كيفم فقط يك جوراب شلواري داشتم و يك سوئي شرت. تصور كنيد رونيا با چه تيپي توي باغ گلها داشت ميگشت.

برديمش پارك پرندگان و چقدر از اردكها و مرغابي هاي توي آب خوشش اومده بود. نميخواست از كنارش رد شه. نگاشون ميكرد و ميگفت باحال باحال. آخه فسقل خانم شما اين كلمه باحال رو از كجا ياد گرفتي؟ خيلي ذوق زده شده بود.

اين روزها هر روز (خداروشكر) كلمات بيشتري رو ياد ميگيره و سعي ميكنه كه تلفظ كنه. فاميليش رو ياد گرفته. از يك تا پنج رو بلده بشمره.

برای استیکر میخرم و میچسبونه به در کتابخونه و از این کار بسیار بسیار لذت میبره. هر کسی که از در خونه میاد تو باید استیکرهای رونیا رو ببینه و رونیا خانم دونه دونه استیکرها رو بهش معرفی بکنه. عکس استیکرش تخم مرغ داره. میگه مامان تخم قدقدقداا.

جمله هاي دو كلمه اي ميگه. مثل: مامان بيا. بيا بازي. دست بگير (يعني دستم رو بگير). بابا بيا بيشين. بيريم ددر.

لغت نامه رونيا جيگر:

بُقاش: بشقاب

نوماشه: نوشابه

ته كي: ته ديگ (اين دختر فسقليه من فقط هشت تا دندون داره كه تازه نهمين دندونش هم داره ميزنه بيرون.غذا به زور ميخوره و من غذاهاش رو با قاشق له ميكنم و بهش ميدم باز هم نمي جوه و قورتشون ميده ولي با همه اين تفاسير خانم خانمها عاشق و دلباخته ي ته ديگ هستند)

تاسه: كاسه

تكال: چنگال

اوتاق خواب: اتاق خواب (رفتيم هتل تا تخت رو ديد گفت: مامان اتاق خواب).

ماسين: ماشين

ايستخ: استخر

جابرقی: جاروبرقی

هِگو: لگو

هَگ: رنگ (براش رنگ انگشتي خريدم. بردمش توي حمام و با رنگها روي ديوار حمام نقاشي كرديم. خيلي خوشش اومده بود)

و خيلي كلمات ديگه. كلاً سعي ميكنه اكثر كلمات رو تلفظ كنه. ولي اينها رو خيلي بامزه تلفظ مي كنه.

خدايا شكرت به خاطر وجود اين فرشته ي زميني.




 

بعداً نوشت غم انگیز:

از ظهر تا حالا دخترم فرشته ی خوشگلم، تب کرده . تب ۵/۳۹ درجه. صورت سفیدش و لپهای خوشگلش قرمز شده از شدت حرارت. براش دعا کنید.