يادش بخير. كوچولو كه بودم اكثر بازيهام خلاصه ميشد به خاله بازي و مامان بازي. عاشقش بودم. يه عروسك داشتم كه اسمش رو گذاشته بودم قلي. (به قول همسري ميگه كه همه بچه ها اسم هاي مورد علاقشون رو روي عروسك هاشون ميزارن تو چرا اسمش رو قلي گذاشته بودي؟ ) خلاصه اينكه براي قلي مامان خوبي بودم. براش غذا درست ميكردم. بهش شير ميدادم. ميخوابوندمش و .... . هر كاري كه يه مامان خوب و مهربون بايد انجام بده براش انجام ميدادم. با خواهر كوچكتر از خودم و با قلي و با عروسكهاي ديگه خاله بازي ميكرديم و خاله بازي ميكرديم و .... . يه بار اون ميشد مامان يه بار هم من. البته بيشتر مواقع من مامان بودم. حتي بعضي وقتها هم پرديس ميشد بچه من.

از اون سالها خيلي زياد ميگذره. من بزرگ شدم. درس خوندم. ازدواج كردم. زندگي مستقل دارم و حالا من مامان شدم. مامان كوچولوي روزهاي بچگي حالا براي خودش يك مامان واقعي شده. سعي ميكنم كه مثل همون روزهاي بچگي براي دختر قشنگم مامان خوب و مهربوني باشم. سعي ميكنم كه هر كاري كه از دستم بر مياد براش انجام بدم. و حالا حس زيبايي مادر رو ميفهمم و درك ميكنم. حالا ميدونم كه مامانم چقدر من و خواهرم رو دوست داره. مي فهمم كه چه زحماتي براي من كشيده.

مادرم دوستت دارم. دستت را ميبوسم و از صميم قلب از تمام زحماتت در تمام مراحل زندگيم قدرداني ميكنم.

اميدوارم به همان اندازه كه ميخواهم براي دخترم مادر خوبي باشم براي تو اي عزيزترينم دختر خوبي بوده باشم.

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی! روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری ! روز مادر يعنی بهانه  بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....        مادرم روزت مبارک...

 

روز مادر بر تمام مادران ايران زمين مبارك باد.