مامان كوچولوي بچگي ها
از اون سالها خيلي زياد ميگذره. من بزرگ شدم. درس خوندم. ازدواج كردم. زندگي مستقل دارم و حالا من مامان شدم. مامان كوچولوي روزهاي بچگي حالا براي خودش يك مامان واقعي شده. سعي ميكنم كه مثل همون روزهاي بچگي براي دختر قشنگم مامان خوب و مهربوني باشم. سعي ميكنم كه هر كاري كه از دستم بر مياد براش انجام بدم. و حالا حس زيبايي مادر رو ميفهمم و درك ميكنم. حالا ميدونم كه مامانم چقدر من و خواهرم رو دوست داره. مي فهمم كه چه زحماتي براي من كشيده.
مادرم دوستت دارم. دستت را ميبوسم و از صميم قلب از تمام زحماتت در تمام مراحل زندگيم قدرداني ميكنم.
اميدوارم به همان اندازه كه ميخواهم براي دخترم مادر خوبي باشم براي تو اي عزيزترينم دختر خوبي بوده باشم.![]()
![]()
![]()

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی! روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری ! روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... مادرم روزت مبارک...
روز مادر بر تمام مادران ايران زمين مبارك باد.
من پگاه و همسرم نوید در تاریخ 85/9/16 پیمان بستیم که زندگی عاشقانه ای با هم داشته باشیم و خداوند بزرگ در تاریخ 88/9/19 دختری زیبا به ما هدیه کرد. و من می نویسم از خاطرات و شیرینی های مادر شدن برای فرزندم رونیا، دختر قشنگم که فرشته ای آسمانی است که با لطف خدا به ما هدیه داده شد. برای فرزندم می نویسم تا وقتی که بزرگ شد مطالبم را بخواند و ببیند که چقدر دوستش دارم.