سلام مامانی. دختر نازم الان که من دارم وبلاگت رو به روز میکنم شما توی بغلمی و داری شیطونی می کنی.

چند روز پیش توی کشوی لباسهات می گشتم که یکهو چشمم به این کلاه افتاد. اون موقع که تازه بدنیا اومده بودی و همه کلاه ها برات بزرگ بودم این رو برات خریدم که شاید اندازت باشه ولی این هم برات گشاد بود. وقتی پیداش کردم سرت گذاشتم دیدم که برات خیلی کوچیک شده و دیگه اصلاْ نمیشه ازش استفاده کرد. قربون اون سر نازت بشم من مامانی جونم.

پردیس جون همیشه میگه فکر کنم لباس دخترونه (پیراهن و دامن) به شما تا مدت طولانی نیاد یعنی تا وقتی که موهای نازت در نیاد. ولی من که از رو نمیرم و بهت لباس دخترونه می پوشونم تا حال کنم.

 

حالا خودتون قضاوت کنید. دخترم چقدر ناز شده با این پیراهن هاش.؟

چند روز اخیر خیلی کار داشتم و سرم شلوغ بود. روزها وقتی که کارم زیاده میزارمت توی تختت و آویز بالای تختت رو روشن می کنم اینقدر قشنگ و ناز با اونها بازی می کنی که خدا میدونه. بعضی وقتها هم حتی با اونها خوابت می بره.